خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۹۲
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ساربان بقتل ضعیفان کمر مبندبرگیر بارم از دل و بار سفر مبند
۲
در اشک ما نگه کن و از سیم درگذربر روی ما نظر فکن و نقش زر مبند
۳
ما را چو در سلاسل زلفت مقیدیمپای در شکسته بزنجیر در مبند
۴
فرهاد را مکش بجدائی و در غمشهر دم خروش و غلغله در کوه و در مبند
صفحهٔ ۱ از ۳