خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۰۲
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شددر چین هزار حلقه ی سودا پدید شد
۲
دیشب نگار مهوش خورشید روی منبگشود برقع از رخ و غوغا پدید شد
۳
زلفت چو مار خم زد و عقرب طلوع کردروی چو مه نمود و ثریا پدید شد
۴
اشکم ز دیده قصه طوفان سئوال کردچشمم جواب داد که از ما پدید شد
صفحهٔ ۱ از ۳