خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۲۰
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شهر یار که آید که حال یار بگویدرسد به بنده و رمزی ز شهریار بگوید
۲
بعندلیب نسیمی ز گلستان برساندبمرغ زار حدیثی ز مرغزار بگوید
۳
هر آنچه گوید از اوصاف دلبران دل رامینز حسن ویس گل اندام گلعذار بگوید
۴
بدان قرار که دلبستگی نماند و فصلیاز آن دو زلف پریشان بیقرار بگوید
صفحهٔ ۱ از ۳