خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۹۰
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غمچو شاخ گل بکف آید ز نوک خارچه غم
۲
اگر هزار فعان کرده است بلبل مستچو غنچه پرده بر اندازد از هزار چه غم
۳
معاشری که مدام از قدح گزیرش نیستچو می ز جام فرح نوشد از خمار چه غم
۴
در آنزمان که شود وصل معنوی حاصلبصورت ار نشوی زائر مزار چه غم
صفحهٔ ۱ از ۳