شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۹۵

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من بیدل نگر از صحبت جانان محرومتنم از درد بجان آمده و ز جان محروم
۲
خضر سیراب و من تشنه جگر در ظلماتچون سکندر ز لب چشمه ی حیوان محروم
۳
آن نگینی که بدو بود ممالک بر پایدر کف دیو فتادست و سلیمان محروم
۴
ای طبیب دل مجروح روا می داریجان من خون شده از رنج و ز درمان محروم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth