خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۹۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند بشادی می غمهای تو نوشماز خلق جهان کسوت سودای تو پوشم
۲
هر چند که زلفت دل من گوش نداردمن سلسله ی زلف ترا حلقه بگوشم
۳
عیبم مکن از دود دلم در جگر افتادبا این همه آتش نتوانم که نجوشم
۴
چون چنگ زه جان کشدم چو نخراشمچون عود ره دل زندم چون نخروشم
صفحهٔ ۱ از ۳