شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۲۷

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیست که گوید ببارگاه سلاطینحال گدایان دلشسکته ی مسکین
۲
سوخته ئی کو که خون ز دیده ببارداز سر سوزم چو شمع بر سر بالین
۳
در گذر ای باغبان که بلبل سرمستباز نیاید بغلغل تو ز نسرین
۴
کی برود گر هزار سال برآیداز سر فرهاد شور شکر شیرین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth