خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۷۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای از حیای لعل لبت آب گشته میخورشید پیش آتش روی تو کرده خوی
۲
در مصر تا حکایت لعل تو گفته انددر آتشست شکّر مصری بسان نی
۳
شور تو در سر من شوریده تا بچندداغ تو بر دل من دلخسته تا بکی
۴
در آرزوی لعل تو بینم که هر نفسجانم چو جام می بلب آید هزار پی
صفحهٔ ۱ از ۳