شعر را زندگی کن
خلوتی با سراج قمری

شمارهٔ ۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه را غیبتی از خویش میسر گردددر مقام ملکش خانه مقرر گردد
۲
جان صافی تو، زآلایش تن، تیره شده ستهرچه روشن بود، از خاک مکدر گردد
۳
پری و دیوتو، حرص و غضب غالب توستزین دو، مگذار یکی را، که دلاور گردد
۴
هرچه ملک است بده همچو سلیمان بربادتات جمع پری و دیو، مسخر گردد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth