خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ماه رسیده آهم امشبآه ار نرسد به ماهم امشب
۲
بی ماه رخش نخفته چشممای ماه توئی گواهم امشب
۳
دیشب ز تو دیده ام نگاهیدر حسرت آن نگاهم امشب
۴
بی جرم تو رانده دوشم از بزمبزم آمده عذر خواهم امشب
صفحهٔ ۱ از ۲