خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیباو دیو و تو پری تو کجا و کجا رقیب
۲
دیر آشنای من ز تو در حیرتم که چونشد زود آشنا به تو، دیر آشنا رقیب
۳
تا کی رقیب را نگرم با تو کاشکییا من شوم ز کوی تو آواره یا رقیب
۴
هر چند عشق یار بلائیست جانگدازیارب به این بلا نشود مبتلا رقیب
صفحهٔ ۱ از ۲