خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحبغم نیست اگر نیست به اغیار، مصاحب
۲
امروز مصاحب نبود یار به اغیارکز عهد قدیمند گل و خار، مصاحب
۳
اکنون ز منش عار بود آه کجا رفتآن روز که بودیم من و یار، مصاحب
۴
بیمار شدم صد ره و عیسی نفس منیکبار نشد با من بیمار، مصاحب
صفحهٔ ۱ از ۲