خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مر مکش که ترا می کنند خلق ملامتوگرنه کشته شوم من، سر تو باد سلامت
۲
مکش مرا که پشیمان شوی و سود نداردبه کشته نالهٔ حسرت، به مرده آه ندامت
۳
تمام عمر چه باشد که بینداز تو وفائیکسی که صرف وفای تو کرده عمر، تمامت
۴
بخون و خاک طپم نه جراحتی و نه زخمیجزین نداشته هرگز شهید عشق علامت
صفحهٔ ۱ از ۲