شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگار من چو تو زیبا نگار بسیار استنگار سرو قد و گلعذار بسیار است
۲
تو گر به من نشوی دوست، دوست، هست بسیتو گر به من نشوی یار، یار، بسیار است
۳
مکن ز لطف کمم ناامید کز تو مراامید در دل امیدوار، بسیار است
۴
در این دیار برای تو مانده ام ورنهبدهر یار پر است و دیار، بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth