شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تن تا جان غم فرسود من هستغم و درد توام در جان و تن هست
۲
تو آن لیلی شیرینی که هر سوصدت مجنون هزارت کوهکن هست
۳
نه چون رخسار و نه چون قامت توگلی در باغ و سروی در چمن هست
۴
ز یعقوب و زلیخا گر به عالمحدیث یوسف گل پیرهن هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth