شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به من هر کار آن پرکار کرده استز کار آموزی - اغیار - کرده است
۲
نه کارم بود عشق و این عجب نیستکه عشق این کارها بسیار کرده است
۳
چنین آتش به جان از آتش عشقمرا آن آتشین رخسار کرده است
۴
به چشم تر بنازم کان گل اشکسر کوی ترا گلزار کرده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth