شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی قرارم از فراق یار یار من کجاستمایه ی آرام جان بی قرار من کجاست
۲
روزگاری شد که روز من سیاه است آن کزاوتیره شد هم روز من هم روزگار من کجاست
۳
بود از شمع رخ ماهی فروزان محفلمآن چراغ محفل شبهای تار من کجاست
۴
هر که غمگین است او را غمگساری هست و، منمردم از بی غمگساری، غمگسار من کجاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth