خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی چون تو بلا هرگز ندیده استچو من کس مبتلا هرگز ندیده است
۲
من لب تشنه زان لب هر چه دیدمخضر ز آب بقا هرگز ندیده است
۳
دلم آن دیده است از جذبه ی عشقکه کاه از کهربا هرگز ندیده است
۴
من آن بسیار از جان ناامیدمکه درد من دوا هرگز ندیده است
صفحهٔ ۱ از ۲