خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدن آن سرو نازم آرزوستدیده ام صد بار و بازم آرزوست
۲
قد او را گفته ام عمر درازاز خدا عمر درازم آرزوست
۳
پیش شمع روی او پروانه وارعمرها سوز و گدازم آرزوست
۴
هست نازم آرزو زان نازنینپیش ناز او نیازم آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۲