خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار من مهر تو و پیشه تو کین منستکین من رسم تو و مهر تو آئین منست
۲
تا مرا هست وفا پیشه، ترا هست جفاتا ترا هست جفا کیش، وفا دین منست
۳
شادی من غم و اندوه دل خرم تستغم تو عیش و نشاط دل غمگین منست
۴
آنکه تشویش ندانسته، دل ساکن تووانکه تسکین نشناسد، دل مسکین منست
صفحهٔ ۱ از ۲