خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریغ یار عزیزم که از وفا عاری استتمام دلبری و ناتمام دلداری است
۲
مکن به زاری ما گوش و داد جور بدهکه حسن ما و تو در زاری و دلازاریست
۳
رقیب با سگ او یار شد فغان که مراگذار از آن سر کو بعد از این بدشواریست
۴
به عشق کوش که کارآزمودگان گویندکه کار دهر بجز عشق جمله بیگاریست
صفحهٔ ۱ از ۲