خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان گشته کامم ز ایام تلخکه شهدم چو زهر است در کام تلخ
۲
چو ناکامی است این که گر کام منبود صبح شیرین شود شام تلخ
۳
اگر شهد نوشم شود همچو زهربه کام من درد آشام تلخ
۴
کند تا کند دلبرم تلخ، کاملب شکرین را به دشنام تلخ
صفحهٔ ۱ از ۲