خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه می در جام من پیر مغان کردکه در پیرانه سر بازم جوان کرد
۲
نه دربانم جدا زان آستان کردجدا زان آستانم آسمان کرد
۳
گمان بد به من آن بی وفا بردمرا آن بی وفا چون خود گمان کرد
۴
دمی کان رشک سرو و غیرت گلبه عزم سیر جا در گلستان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲