شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به من یارم سر یاری نداردسر یاری و دلداری ندارد
۲
شب مستی کشد بی جرمم اماخبر از روز هشیاری ندارد
۳
چو دیدم اولش گفتم که داردوفاکاری، جفا آری ندارد
۴
مجو کام دل خود زان دلازارکه کاری جز جفاکاری ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth