خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کندرود به میکده تا سیر سر غیب کند
۲
جوان کند می گلرنگ پیر را چه عجباز آنکه توبه ز می در زمان شیب کند
۳
به محفلی که تو ساقی شوی نمی دانمکه اجتناب ز صهبا چسان صهیب کند
۴
به گلشنی که گریبان جامه باز کنیز انفعال تو گل سر فرو بجیب کند
صفحهٔ ۱ از ۲