خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی جز تو در دل من دلدار دیگر آیدبیرون نمی روی تو تا دیگری درآید
۲
با من مگو که بگذار از دست دامن یاراین کار نیست کاری کز دست من برآید
۳
از صنع کلک آید بس نقش نیک امامشکل ز نقش رویت نقش نکوتر آید
۴
هر جا که حور و طوبی گویند پیش چشممقدت شود مجسم، رویت مصور آید
صفحهٔ ۱ از ۲