شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کردچه توان کرد که منع دل ما نتوان کرد
۲
آن که در خیل نکویان نتوان یافت چو اوبه جفائی که کند ترک وفا نتوان کرد
۳
نتوان کرد جدائی ز تو اما چه علاجکه رقیبان ترا از تو جدا نتوان کرد
۴
قیمت خون شهیدی چه بود غیر از هیچکه ز بی قیمتیش هیچ بها نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth