خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه مهر، خوبی روی ترا نه مه داردخدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد
۲
ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رختهزار طعنه به ماه چهارده دارد
۳
کجا روم چکنم حال دل کرا گویمنه رند میکده نه شیخ خانقه دارد
۴
نیاز و عجز من ناتوان چه خواهد کردباین غرور که آن ترک کج کله دارد
صفحهٔ ۱ از ۲