خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خودکه من از گفته ی یاران نگویم ترک یار خود
۲
نکردم در دیار خود چو شکر وصل یار خودشدم از یار خود مهجور و هم دور از دیار خود
۳
شبم خوش بود و روزم خوش به وصل دلبری روزیندانستم دریغ آن روز قدر روزگار خود
۴
مهی کز وصل او هر شب شب من قدر بود اکنونشمارم دور از او هر روز را روز شمار خود
صفحهٔ ۱ از ۳