خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بینم اگر به جز تو زیانم بدیده بادگویم اگر بجز تو زبانم بریده باد
۲
گر جز به دام زلف تو گیرد دلم قراراز دام جسم طایر روحم پریده باد
۳
بندم اگر به دلبر دیگر بجز تو دلخون دلم تمام ز مژگان چکیده باد
۴
در سجده گر به پیش بتی جز تو خم شومدر زیر بار هجر تو قدم خمیده باد
صفحهٔ ۱ از ۲