شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کندشاید که درد عاشقی با عاشقان یارش کند
۲
خواهم بتی چون یار من دل گیرد از دلدار منتا آن چه او در کار من کرده است در کارش کند
۳
غارت کند از یک نظر صبرش ز دل هوشش ز سرسازد ز خویشش بی خبر از من خبردارش کند
۴
بیرون کند آن دلربا از خاطرش جور و جفاآموزدش مهر و وفا عاشق نگه دارش کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth