شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اندگفت نه جان تو شیرین‌تر از آن ساخته‌اند
۲
هست هر عضو تو از عضو دگر شیرین‌ترمگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساخته‌اند
۳
نالد از درد به تن هر رگ من پنداریبند بندم چو نی از بهر فغان ساخته‌اند
۴
به هوای گل رخسار تو چون ابر مراداز سر هر مژه خونابه روان ساخته‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth