شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نسوزد دل دلدار به من جا داردشمع از سوزش پروانه چه پروا دارد
۲
درد و درمان چه بود از تو چه پروا دارددردمند تو به درمان مسیحا دارد (؟ )
۳
هر چه گوید همه از عالم بالا گویدهر که در دل هوس آن قد و بالا دارد
۴
به گل گلشن فردوس فرو نارد سرهر که خاری زسر کوی تو برپا دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth