شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکردریخت خون بی گناهی را که آهی هم نکرد
۲
نه همین داد کس آن بیداد گر سلطان ندادگوش بر فریاد داد دادخواهی هم نکرد
۳
خاک راه او شدم شاید که بر من بگذرداو بر غم من گذر بر خاک راهی هم نکرد
۴
آنکه بی یادش نکردم من شبی روز از وفایاد من آن بی وفا سالی و ماهی هم نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth