خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیگویم ترا مهر و وفا اصلا نمیباشدبرای غیر میباشد برای ما نمیباشد
۲
به بزم چون تو شاهی نیست جا چون من گدایی راگدایان را بلی در بزم شاهان جا نمیباشد
۳
بده بوسی و بستان نقد جان می باش گو ارزانکه در داد و ستد زین نقدتر سودا نمیباشد
۴
گرم صد بار سوزی باز بر گرد سرت گردمکه از پر سوختن پروانه را پروا نمیباشد
صفحهٔ ۱ از ۲