خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی وفائی که علاج دل پرخونم کردریخت از تیغ جفا خونم و ممنونم کرد
۲
تا تو در حسن و وفا لیلی ثانی گشتیدر وفای تو جهان ثانی مجنونم کرد
۳
من که افسانه ام امروز به شیرین سخنیلب شیرین تو از یک سخن افسونم کرد
۴
نه همین کرد جدا بخت بد از یار مراکرد هر کار به من طالع وارونم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲