خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار آمد و یار کسی نمیآیدچنین بهار به کار کسی نمیآید
۲
چه سود ز آمدن سرو و لاله و سوریچو سرو لالهعذار کسی نمیآید
۳
همیشه گل به بهار آمدی چه شد کامسالگلِ همیشهبهار کسی نمیآید
۴
چو من غریب دیار کسی مباد آنجاکسی ز یار و دیار کسی نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۲