شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به نازی برد از من باز طناز دگرکز کفم جان می‌برد چون می‌کند ناز دگر
۲
تا ببازد جان به نازت باز جانباز دگرای سراپا ناز، قربان سرت ناز دگر
۳
شهر شیراز است و هر سو شوخ طناز دگردلبری را هر طرف با بیدلی ناز دگر
۴
محفل عیش است و هر سو نغمه‌پرداز دگرهر طرف ساز دگر هر گوشه آواز دگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth