خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان نور دو دیده تا شوم دورشد دور زهر دو دیده ام نور
۲
ای کشور مهر از تو ویرانای خطه ی جور از تو معمور
۳
تا چند من و رقیب باشیمبی تو مغموم و با تو مسرور
۴
فرهاد که کند کوه در دهرشیرین که فکند در جهان شور
صفحهٔ ۱ از ۳