شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسرجان را اگر جان دگر باشد تو آنی ای پسر
۲
نادر بود از دلبران هم دلربا هم جان ستاندل می ربائی ای جوان جان می ستانی ای پسر
۳
می ریزم از چشم تر لخت دل و خون جگراز حق نمی رنجی اگر نامهربانی ای پسر
۴
هر دم به هر خودکامه ای فرسایی از نو خامه ایورمن نویسم نامه ای هرگز نخوانی ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth