خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگزکه آشنا نکند ترک آشنا هرگز
۲
به یاد او گذرد عمر ما که عمرش بادبه عمر خود نکند گرچه یاد ما هرگز
۳
ز بخت خود شده ام خاک راه خود راییکه از غرور نبیند به پشت پا هرگز
۴
به بزم او نبود راه هرگزم آریبه بزم شاه نباشد ره گدا هرگز
صفحهٔ ۱ از ۳