شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوسندیدم آن مه بی مهر را تمام افسوس
۲
گرفت جان پی جانان و من بدین حسرتکه بر کدام خورم حیف و بر کدام افسوس
۳
ندیده کام ز شیرین و جان شیرین دادز تلخکامی فرهاد تلخکام افسوس
۴
دلم به خار و خس آشیانه خرم بودنبود آگهیم از نشاط دام افسوس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth