شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظبی تو ای تابنده انجم ز انجم تابان چه حظ
۲
جان غم پرورده را با عیش و با عشرت چکاربا قفس خو کرده را از باغ و از بستان چه حظ
۳
تشنه ی لعل لب یارم من لب تشنه رابی لب جانبخش یار از چشمه حیوان چه حظ
۴
ذوق داغ و درد اگر دارد دلت دانی که منمی برم از این چه فیض و می کنم از جان چه حظ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth