شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم از چشم سیاهی به نگاهی قانعبه نگاهی شده از چشم سیاهی قانع
۲
صبح تا شام به نظاره ی مهری محظوظشام تا صبح به اندیشه ی ماهی قانع
۳
به تمنای رخی بر سر کویی ساکنبه تماشای قدی بر سر راهی قانع
۴
ار به آزردن من هر دم و هر لحظه حریصمن به پرسیدن او گاه به گاهی قانع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth