شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان ز عشق تو بدنام خلق ایاممکه کس ز ننگ بر کس نمی برد نامم
۲
عجب ز شربت وصل تو گر شود شیرینز زهر هجر تو این سان که تلخ شد کامم
۳
مجوی از دلم آرام دیگر ای همدمکه برده مهر دلارام از دل آرامم
۴
زند به روز و شبم طعن تیرگی بی توکنی طلوع چو مه یک شب از لب بامم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth