شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیاید تا به لب از ضعف جانمنمی آید به لب از دل فغانم
۲
به داغت سوختی جان من از هجرچه می خواهی ز جان ناتوانم
۳
مجو تاب و توان از من که بی توشد از تن تاب و رفت از دل توانم
۴
ز جوی دیده اشک من روانستکه رفت از دیده آن سرو روانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth