خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتمداشتم روز خوش و خوش روزگاری داشتم
۲
فارغ از بیم فراغ آسوده از امید وصلنه غم هجری نه درد انتظاری داشتم
۳
دیده بر رخسار جانان دست در آغوش یارجرأت بوسی و یارای کناری داشتم
۴
نه دلم بی صبر بود از غم نه جانم بی قرارهم بدل صبری و هم در جان قراری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲