خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیکرد از غم جان دادن آزادم چه میکردمبه جان بودم ز غم گر جان نمیدادم چه میکردم
۲
غم دل سخت و بار هجر سنگین، گر نمیبودیتنی از آهن و جانی ز فولادم چه میکردم
۳
پس از عمری مرا یک بار کردی یاد و خوشنودماگر یکبارگی میبردی از یادم چه میکردم
۴
نداند نام یارم تا کسی شادم به گمنامیاگر مجنون لقب میبود [و] فرهادم چه میکردم
صفحهٔ ۱ از ۲