شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندمکه آنجا دل گشاید یار چون من کاربر بندم
۲
نخواهم بشنود کس بوی آن گل چون کنم امابکوی او چو نتوانم ره باد سحر بندم
۳
ندارم صبر تا آید جواب نامه ام آن بهکه دل را نامه سان بر بال مرغ نامه بربندم
۴
ببندم چشم چون از روی خوب آن پسر ناصحگرفتم دیده از دیدار خوبان دگر بندم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth