خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدمبسی فزونتری ای ماهرخ از آنچه شنیدم
۲
ز دیده تا نرود نقش عارض تو چو رفتیخیال روی تو در کارگاه دیده کشیدم
۳
بسی شنیدم و دیدم نگار خوب و لیکنبه خوبی تو نگاری ندیدم و نشنیدم
۴
به باغبانی نخل قد تو عمر عزیزمگذشت [و] هرگز از آن میوه ی مراد نچیدم
صفحهٔ ۱ از ۲